سرویس خبری: استان تهران, پردیس .
تاریخ انتشار: ۲۵ تیر ۱۳۹۶| ساعت انتشار: ۱۶:۰۴ | پرینت | چاپ
افتتاح نمایشی واحدهای مسکن شهر جدید پردیس

یادداشت/
در هفته گذشته تعدادی از واحدهای مسکن مهر شهرجدید پردیس افتتاح شد. اما اینکه چه زمانی واحدهای افتتاح شده، جهت سکونت آماده می شوند مشخص نیست.
به گزارش راوی نیوز، در شهر پردیس قرار است هشتاد هزار واحد مسکن مهر ساخته شود. باید در نظر داشت که برنامه اولیه و رویایی ساخت و تحویل هشتاد هزار واحد در پردیس طی یکی دوسال غیر عملی و غیرممکن بود. اما تمام نشدن و صرفاً افتتاح نمایشی برخی واحدها پس از گذشت حدود شش سال چه معنا و دلیلی دارد؟

مدیریت دولتی پروژه، در بیانیه ها و مصاحبه های متعددش، همه ناکارآمدی ها و ضعف ها را به گردن سازندگان و پیمانکاران می اندازد و آنها را متهم به زیاده خواهی، ضعف مدیریت و دست درازی به حقوق مردم می کند. اما آیا این اتهام‌ها درست است و همه مشکلات به علت وجود این سازندگان است و سایر بخش ها به خوبی به وظایف و تعهداتشان عمل کرده اند؟

پیمانکاران و سازندگان واحدهای مسکن در پردیس، عمدتاً انبوه سازانی هستند که سالهاست ساختمان و مسکن تولید می کنند. ضمن اینکه قصور و ضعف در آنها را نباید انکار کرد، اما میانگین پیشرفت فیزیکی در پروژه های مسکن مهر پردیس در سال ۹۳ حدود ۲۵% ، سال ۹۴ حدود ۲۸% بود، ولی در سال ۹۵ این عدد به ۶% رسید! آیا عوامل بیرونی به این ضعف دامن نزده است؟ پیمانکارانی که باید هزینه های ثابت و بالاسری بپردازند، اگر از حداقلی از عقل معاش برخوردار باشند، تمایل دارند که پروژه زودتر تمام شود و تحویل بدهند، پس برای چه در سال ۹۵ فقط ۶% پیشرفت، یعنی ماهانه نیم درصد پیشرفت کرده اند؟ درحال حاضر پیشرفت کل پروژه حدود ۷۰% است و با پیشرفت سالانه ۶% حدود ۴-۵ سالی دیگر پروژه طول خواهد کشید و از ۱۴۰۰ هم رد خواهیم کرد!

مدیریت کلان این پروژه در پردیس با شرکت عمران شهر جدید پردیس است که شرکتی دولتی است. در دولت یازدهم، در حال حاضر چهارمین تیم مدیریتی در این شرکت مستقر شده است و با آخرین تیم در سال گذشته ۶% پیشرفت حاصل شده است. آیا روا نیست که مدیران دولتی بعد از این همه جوالدوز زدن به پیمانکاران، سوزنی هم به خود بزنند؟ آیا این پیشرفت ۶ درصدی در یکسال و انبوه اعتراض ها و مشکلات پیمانکاران و ادعاهای بدون پاسخ آنان، نمی‌توانند از ضعف ناکارآمدی و بی مدیریتی مدیران باشد؟

پروژه هشتاد هزار واحدی پردیس که رقم آن شاید بالغ بر ۵ هزار میلیارد تومان باشد، در حال حاضر یکی از بزرگترین پروژه های کشور است و به حق می توان نام ابر پروژه را بر آن نهاد. اما چه کسانی بر آن مدیریت می کنند؟ آیا این افراد توانمندی، شایستگی و قابلیت این جایگاه را دارند؟ پاسخ در پیشرفت فیزیکی سال ۹۵ و افق پیش روی پروژه است!

مدتهاست که بحث الحاقیه قراردادها و اصلاح قیمت ها مطرح شده است، اما همین اقدام که می تواند ظرف مدت یکی دو ماه اجرایی شود، بیش از یک سال زمان برده است و هنوز هم نهایی نشده است! افزایش وام بالاخره در زمستان ۹۵ محقق شد، اما کی قرار است که به پروژه ها تزریق شود و تبدیل به کار شود؟ شاید در زمستان بعدی! دولت نمی‌تواند از ضعف بدنه مدیریتی و کارشناسی خود در این پروژه ها که باعث هدر رفتن سرمایه های اجتماعی و اعتماد عمومی شده است چشم پوشی کند و با فرافکنی، مشکلات و ضعف ها را به گردن مردم و پیمانکاران بیاندازند.

سازمان عریض و طویل شرکت عمران شهر جدید پردیس با بیش از چند صد پرسنل و خدم و حشم و هزینه هایی که برای دولت و نتیجتاً برای مردم ایجاد کرده است -و البته متأسفانه فسادهایی که رخ داد و برخی از مدیران سابق در دادگاه‌ها هستند- چه آورده‌ای برای مردم و دولت داشته اند جز نارضایتی مردم و پیمانکاران و تطویل پروژه؟

آیا شایسته نیست این بدنه فربه و هزینه زا، سهم خود از این نابسامانی ها و مشکلات را بپذیرد و در رفع آن کوشا باشد؟ مدیرانی که توانایی تصمیم سازی و تصمیم گیری را به علت فقدان توانمندیهای اجرایی و مدیریتی ندارند و صرفاً به ایراد خطابه های آتشین و مصاحبه های دلفریب می‌پردازند و بوروکراسی پیچیده تری را در آن سازمان ایجاد می‌کنند که هیچ‌گونه شفافیتی ندارد. دعا می‌کنیم این تیم که خود را داعیه دار حقوق ملت و دولت معرفی میکند به سرنوشت سلف خود دچار نگردد و بیش از این منّت فعالیت های خود را بر کارگران و پیمانکاران و متقاضیان نگذارند و آنها را تهدید به برداشتن کیف و رفتن از این میز نکنند!

راهکارها:

اگر بخواهیم انتقاد سازنده داشته باشیم، پس از نشان دادن برخی مشکلات، باید راه حل هایی نیز ارائه کرد. به نظر می رسد فوری ترین راه حل ها عبارت است از:

یک- پذیرش:

به نظر میرسد گام اول این است که مقامات بلندپایه دولت و وزارت راه و شهرسازی، این ضعف مهلک در بدنه خود را بپذیرد و برای اصلاح آن کوشا باشد. گسیل تیم های مدیریتی ضعیف و بعضاً انتخاب های قومیتی نتیجه ای در بر نداشته است.

دو: سازمان چابک تر با افراد توانمندتر:

شاید مناسب‌تر بود به جای این سازمان بزرگ و ناکارآمد، همانند سایر پروژه های ملی و بزرگ دیگر در کشور در سایر صنایع، مدیر طرح توانمند و باقابلیت، افراد پاک‌دستی که سابقه در حد وزارت یا معاونت وزیر دارند و قابلیت تصمیم‌گیری و فهم پروژه را دارند تعیین می‌شد. در این صورت هم هزینه های دولت کاهش می یافت و هم پروژه سرانجام می یافت.

سه: همکاری سایر نهادها:

مدیریت طرح می‌تواند با استمداد از سازمان نظام مهندسی، کارشناسان رسمی و نمایندگان انبوه سازان و تشکل های صنفی و تخصصی و مردم نهاد، هر چه سریع‌تر کارهای باقیمانده پروژه را تعیین تکلیف کنند و در حداقل زمان به پیمانکاران ابلاغ کنند.

چهار: منابع مالی:

مهمترین دلیلی که پروژه را متوقف کرده است، منابع مالی است. حال آنکه در حال حاضر منابع مالی – به گفته مدیریت فعلی – موجود است و باز هم پروژه متوقف است! پس اگر مدیران توانمندی که اعداد و ارقام در این حد پروژه را درک می‌کنند و توانمندی تزریق منابع به پروژه و به کارگیری پیمانکاران را دارند، پیشرفت سالانه ۶ % نخواهد بود. همچنین از طرق مختلف منابع مالی پروژه پیش بینی و تامین گردد تا سرانجام این پروژه به قرن آینده نیافتد.

منبع: مهر


گزارش تصویری
جستجو
آخرین اخبار